انجمن دانشجویان ایران
منوی وبلاگ

با سلام
هدف ما پيوند ما و شماست . پس برای بهتر شدن ما را از نظرات خود بی دريغ نگزاريد .
در صورت هرگونه مشکل با اين اي دی تماس بگيريد .
با تشکر مديريت بلاگ .
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
8مارس
عشق آسمان زمین
قالب بلگفا
طراح قالب

از اين پس هر وقت ياد سال 1386 بيفتم، تاريكي كوچههاي تنهايي مردم شهر را به ياد
خواهم آورد؛ و ميان گريههاي پنهاني خود به با هم بودن قلابي مردم خواهم خنديد كه
چگونه در دل به حال تنهايي خويش گريستهاند و در ظاهر با هم بودن را تجربه كردهاند و
جشن گرفتهاند.
از اين پس هر وقت ياد 1386 بيفتم زمستان سرد و سوزندهاش به يادم خواهد آمد،
زمستاني كه لباس كم پشت برفش در شهر من با سوزي دردناك همراه بود و انتظار را
برايم سختتر ميكرد.
اگر ميگوييد كلامم تلخ است، براي اين است كه شيريني بهار را هنوز نچشيدهام و طعم
تلخ و طولاني 1386 هنوز در كامم است. متاسفم اما اينها واقعيت دارند، بلي واقعيت دارند.
(سارا وفا)
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 17:51 | لینک ثابت |
86000باراحساس کردیم چه سال گنگی است امسال،که نه مثل گذشته بودیم ونه آینده—ما وسط ایستاده بودیم،با نسل بغض های کال،ما همه جا بودیم و هیچ جا نبودیم.و پاسارگاد پیر تر می شد و بغض های ما تازه تر.
اما امان از بغض های کال،که گاهی می آیند و همه چیز را بر هم می ریزند.اما گاهی و برای بعضی ها بهتر از هیچ چیز بود و هست.
86000بار مادرمان برای سال جدید آینه را پاک می کرد،وما شکل مادرمان نبودیم،هر چه پاک می کردیم چیزی نمی دیدیم،این توقع ما بود.و یا شاید اصلا آینه ای نداشتیم.اگر آینه ای هم پیدا میشد آنقدر ترک داشت که از دیدن خودمان وحشت می کردیم.دهان های بالای چشم،بینی ها و چشم های مخلوط،وپشت ترکها آرزوهای درازی که به ما زل زده بودند.
0وباز86000بار می نویسیم درود بر اهورای هستی بخش-درود بر ابر انسان های فردایمان-درود بر اندیشه های قبل و بعد-درود بر گرامی داشت اضطراب سال های قبل-
و حالا درود بر تو ای دوست و بر فردای شاید وباید
(پرستو فریدونی )
سرکار خانم پرستو فریدونی اولین شرکت کننده در مسابقه ما هستند . دوستان عزیز منتظر نظرات شما در مورد این مقاله هستیم . جا دارد از سرکار خانم فریدونی تشکر کنیم که با شرکت در این مسابقه باعث خوشحالی ما شدند.امیدوار هستیم که شرکت ایشان باعث شرکت دیگر دوستان در این مسابقه باشد.
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 11:23 | لینک ثابت |
بهترین مقاله
سلام دوستان
سال 87 آمد. و ما با يک وبلاگ تازه و جذاب آمديم . راستش اين چند مدت ما غايب بوديم علال زيادی داشت که يک علت آن اين بود، متوجه شديم که وبلاگ ما آن چيزی که ما تبليغش را کرديم نيست ، طي جلساتی که با گروه داشتيم به اين نتيجه رسيديم که کار وبلاگ را متوقف کنيم. خوب دوباره آمده ايم و اميدواريم که بتوانيم يک وبلاگ عالي برای شما فراهم کنيم.
خوب با ياری خدا کارمان را شروع می کنيم.
ما می خواهيم مشارکت شما را در اين وبلاگ از خود ما هم بيشتر باشد.
پس يا علی
برای شروع کار از شما می خواهيم يک مقاله درمورد سال 86 بنويسيد و برای ما ارسال کنيد. به بهترين مقاله جايزه ای به رسم ياد بود داده می شود .
حتما سوال می کنيد که بهنرين مقاله چگونه ا نتخاب می شود !!!!؟؟؟؟ ما برای اين کار يک نظر خواهی انجام می دهيم اگر بيشترين رای موافق را در طی يک هفته به دست آورد جز بهترين مقاله های ماه قرار می گيرد و در آخر ماه ما به 4 مقاله برتر جايزه ای اهدا مي کنيم.
لطفا مقاله های خود را به آدرس :
Anjomanedaneshjoian_mp@yahoo.com
ارسال کنيد.
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 15:4 | لینک ثابت |
سال نو
سال نو مبارک
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 14:59 | لینک ثابت |
با سلام :
دوستان عزیز به زودی بر می گردیم.
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 23:29 | لینک ثابت |
خواستم امروز مقاله ای علمی بنویسم، ولی دلم نیومد بحث دیر.ز را ادامه ندم. دوستی در نظراتش اشاره کرده بو به وجدان . واقا درسته ما یچیزی داریم به نام وجدان . یعنی آنهای که این تصاویر را می بینند و از دیدن اینها لذت می برند در آنها چیزی به نام وجدان هست؟ آیا شرم می کنند؟ به نظر من اگر کسی این تصاویر را ببیند و از دیدنش لذت ببرد چیزی به نام وچدان درونش نیست! چرا ما لذت و تفریح خودمان را به واسطه نابودی یک زندگی بدست بیاوریم؟
دوستی گفته بود اگر هم استقبال نکنیم این باز هم این چیزها ادامه می یابد. ولی من با این نظر مخالفم بگزارید یک مثال برایتان بزنم اگر شما از یک مغازه دار که اجناسش را گران می فروشد خرید نکنید آیا ان مغازه دار این کار را ادامه می دهد.
متاسفانه تا وقتی استقبا به این صورت باشد و همچنین ابزارش در دست رس باشد این چیزها ادامه دارد . متاسفانه در همین بلاگفا وبلاگهای وجود دارد که این کارهای شیطانی را انجام میدهند.بیاید با یک اعتراض گروهی به بلاگفا از مسولینش بخواهیم که مانع ادامه کار این وبلاگها باشند و نظارت بیشتری به وبلاگها داشته باشند.
نظرتان چیه موافق هسید؟
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 18:37 | لینک ثابت |
بدون شرح
در خبرهای بسیار از روزنامه ،دوستانتان شنیده اید و یا دیده اید که یک جوان چگونه به وسیله پخش تصویرهای خصوصی زندگی اش از طریق سی دی و اینترنت ظرف یک چشم بهم زدن آبرو و حیثیت اش نابود می شود.
در این جا یک سوال پیش می آید ، پس انسانیت کجا رفته . برای یک لحظه ما خودمون را جای آن افراد بگذاریم،
چه احساسی به ما دست می دهد؟ مقصر اصلی اینجا کیست؟ ما یا آن کسانی که این چیز ها را تهیه کردند؟ آیا فکر نمی کنید ما هم به همان اندازه که این افراد این تصاویر را تهیه کرده اند ما هم مقصر باشیم؟ اگر ما از این چیزه استقبال نکیم ایا بازهم این مسائل به وجود می آید و خیلی از زندگی ها نابود نمی شد؟! واقعا ما داریم به کجا می رویم؟ دلیلش چه می تونه باشه فقر فرهنگی یا دلایل دیگر؟
لطفا من را راهنمایی کنیید!!!
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 12:44 | لینک ثابت |
بدون شرح
در نظرهای در مورد اینکه ما چرا از فرهنگ خود بی اطلاع هستیم عده ای از دوستان گفته بودند غرب زدگی یکی از دلایل بی اطلاعی از فرهنگ خودمان است . به نظر من ما نباید بی اطلاعی خود را تقصیر عومل دیگر گذاشت چرا که مطالعه و تحقیق کم، سوستی و کوتاهی ما نسبت به فرهنگ وتاریخ خود از عوامل بی اطلاعی از فرهنگ و تاریخ ما می شود.
چرا باید در کشور ها پیسرفته آمار مطالعه زیاد باشد ولی در کشور ما آمار مطالعه به کمتر از نیم ساعت باشد. خوب این می شه که آنها از تاریخ و فرهنگ ما بیشتر بدانند.به نظر من همان مطالعه کم باعث این شده و نمی شه گفته که بیگانه باعث بی اطلاعی ما شده و این باعث می شه دیگران از بی اطلاعی ما سو استفاده را می کنن.
آیا تفکر من درسته لطفا منرا راهنمایی کنید
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 12:38 | لینک ثابت |
در نظرهای در مورد اینکه ما چرا از فرهنگ خود بی اطلاع هستیم عده ای از دوستان گفته بودند غرب زدگی یکی از دلایل بی اطلاعی از فرهنگ خودمان است . به نظر من ما نباید بی اطلاعی خود را تقصیر عومل دیگر گذاشت چرا که مطالعه و تحقیق کم، سوستی و کوتاهی ما نسبت به فرهنگ وتاریخ خود از عوامل بی اطلاعی از فرهنگ و تاریخ ما می شود.
چرا باید در کشور ها پیشرفته آمار مطالعه زیاد باشد ولی در کشور ما آمار مطالعه به کمتر از نیم ساعت باشد. خوب این می شه که آنها از تاریخ و فرهنگ ما بیشتر بدانند.به نظر من همان مطالعه کم باعث این شده و نمی شه گفته که بیگانه باعث بی اطلاعی ما شده و این باعث می شه دیگران از بی اطلاعی ما سو استفاده را می کنن.
آیا تفکر من درسته لطفا منرا راهنمایی کنید
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 19:28 | لینک ثابت |
تاریخ
به
به نظر شما چرا ما جوانان از تاریخ وفرهنگ باستانی خود بی اطلاع هستیم؟ و یا اینکه اندک جوانی به دنبال این چیزها هست؟! کی تا به حال شاهنامه و یا تاریخ ایران باستان را خوانده ؟ چرا ما نسبت به تاریخ و فرهنگمان بی تفاوتیم؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید که یک کسی از کشور دیگر از به خواهد در باره فرهنگ و تاریخ کشورتان براش توضیح بدهید چه جوابی بهش می دهید.
ما فقط می گوییم تارخ و فرهنگ غنی داریم و ما برترینیم، در صورتی که اطلاع کافی از کشور خود نداریم و فقط ادعا می کنیم.
لطفان منرا راهنمایی کنید
به
به نظر شما چرا ما جوانان از تاریخ وفرهنگ باستانی خود بی اطلاع هستیم؟ و یا اینکه اندک جوانی به دنبال این چیزها هست؟! کی تا به حال شاهنامه و یا تاریخ ایران باستان را خوانده ؟ چرا ما نسبت به تاریخ و فرهنگمان بی تفاوتیم؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید که یک کسی از کشور دیگر از به خواهد در باره فرهنگ و تاریخ کشورتان براش توضیح بدهید چه جوابی بهش می دهید.
ما فقط می گوییم تارخ و فرهنگ غنی داریم و ما برترینیم، در صورتی که اطلاع کافی از کشور خود نداریم و فقط ادعا می کنیم.
لطفان منرا راهنمایی کنید
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 13:39 | لینک ثابت |
داستان
سلام:
تا به حال با کسی قهر بودید ، آیا آلان با کسی قهر هستید ، آیا به فکر آشتی افتاده اید.
این داستان میخوا هم برای کسانی بگم که طعم خوش دوستی و دوست داشتن را از خود محروم کرده اند.
دو برادر سالها با هم در مزرعه لی مه از پدر خودد به ارث رسیده بود ، زندگی می کردند . یک روز به خاطر یک سوتفاهم کوچک با هم جر و بحث کردند، پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح ، در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را ابز کرد ، مردی نجاری را دید ،نجار گفت : من چند روزی است که دنبال کار می گردم ، فکر کردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید آیا امکان دارد کمکتان کنم ؟
برادر بزرگتر جواب داد: بله ،اتفاقا من بک مقدار کار دارم ،بهآن نهر در ئسط مزرعه نگاه کن،آنهمسایه در حقیقتبرادر کوچکتر من است ائ هفته گذشته چند نفر را استخدام کرده وآنها وسط مزرعه کنند و این نهر آب را بین مزرعه ما افتاده او حتما این کار را به خاطر کینه ای که از من به دل دارد ،انجام داده.
سپس به انبارمزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقدار الوار دارم. از تو می خواهم بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندارگیری و ارهکردن الوار. برادر بزرگتر به نجار گفت : من برای خرید به شهری می روم، اگر وسیله ای احتیاج داری برایت بخرم.
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد : نه، من چیزی لازم ندارم.
هنگام غروب ، وقتی کشاورز به مزرع برگشت چشمان اش از تعجب گرد شد ، حصاری در کار نبود،نجار بجای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصاری بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچکتر از راه رسید و بادیدن پل فکر کرد برادر بزرگترش دستور ساخت ان را داده ، از روی پل عبور کرد و برادرش را در آغوش گرفا و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگتر برگشت،نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوش اش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواستتا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پلهای زیادی هست که باید آنهارا بسازم.
نظرتان در مورد این داستان چیست؟
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 16:27 | لینک ثابت |
دانشکاه
دانشگاه خود را معرفی کنید
آیا از دانشگاهتان راضی
هستید
منتظر نظرات شما هستیم
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 1:12 | لینک ثابت |
می خواهم یک دانشگاه که از همه نظر نمونه است را برایتان معرفی کنم. این دانشگاه از نظر رتبه علمی در حد تیم ملی است جوری است که از داشگاهای شریف و تهران امیر کبیر و............. زده بالا یعنی باید به همه مسولین دانشگاه خدا قوت گفت.داشتم می گفتم این دانشگاه به دلیل اینکه دانشجویان اش به خرید فروش و سینما رفتن علاقه مند شوند کلاسهای خو د را در یک پاساژ و سینما برپا کرده است. دانشگاه ما دارای یک زمین بزرگ است . طبقه خبرهای رسیده یکی از نوادگان ارش کمانگیر در تعیین وسعت این زمین با پرتاب کردن چند تیر توانسته وسعت زیادی به این زمینها بدهد.
دانشگاه ما به دلیل اینکه از وضع مالی خوبی بر خوردار نیست نتوانسته از این زمینها استفاده کند و فقط توانسته یک ساختمان بسیار مجهز تاسیس کند .آخی آدم دلش کباب میشه. یکی از دلایلش اینکه زمینها در کوه و تپه واقع است و بنده خودها باید نقش فرهاد کوه کنو بازی کنند و کوه ببرند و صافس کنند.خوب تجهزات میخواهد . البته بگم دانشگاه با استفاده از یک مته و یک بولدوزر می خواهد یک ساله این کارو انجام بدهد.خوب البته خواستن توانستن هست.و یکی از شاهکار های این دانشگاه توانسته دختر وپسر ها رو هم جدا کند . این دانشگاه تبدیل شده به یک دبیرستان پسرانه و خترانه. از حراستش که نگم که اینا انقدر به دانشجویان احترام میزارن و همیشه مواظب دانشجویان هستند که اتفافی برایشان نیفتد و بعضی وقتا شده تا درب منزل آنها را اسکورت می کنند.
کسانی که می خواهند بیشتر از این دانشگاه بدانند به سایت دانشگاه سر بزنند.
www.damavand.ac.ir
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 23:50 | لینک ثابت |
«به اميد ديدار همگان در برنامههاي بعدي!»
| «به اميد ديدار همگان در برنامههاي بعدي!» و سرانجام «طنز تلخ» با حضور مسؤولاني از سازمان حفاظت محيط زيست اجرا شد.... |
مراسم افتتاحيه سيرك پارك آموزشي پرديسان با حضور جمعي از مسؤولان سازمان حفاظت محيط زيست كه به همراه خانواده در آن شركت كرده بودند، در حالي برگزار شد كه ديدن صحنههايي همانند كشيدن تمساحهاي ميسيسيپي بر روي زمين دل هر دوستدار محيط زيست را به درد ميآورد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:54 | لینک ثابت |
| فروش ياهو به بزرگترين شركت نرمافزاري جهان؛ آيا اتحاد مايكروسافت و ياهو، گوگل را شكست ميدهد؟ |
بخوانید جالب است
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:48 | لینک ثابت |
| گزارشی از تخريبهاي گسترده محيط زيست در پروژه آزاد راه «تهران - شمال» سرپرست محيط انساني سازمان محيط زيست: درصورت عدم تمكين، پروژه متوقف ميشود |
بخوانید و نظر بدید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:37 | لینک ثابت |
یک ایرانی چشم ترمیناتور را ساخت
یک ایرانی چشم ترمیناتور را ساخت.
یک یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه واشنگتن به رهبری یک محقق ایرانی موفق شدند نمونه آزمایشی و اولیه نوع جدیدی از لنزهای بینای را بسازند که رویای چشم های پر قدرت فیلم های علمی تخیلی را به واقعیت تبدیل می کند. لنز گروه دکتر بابک امیر پرویزی – 34 ساله- در عین شفافیت، دارای یک مدار بسیار کوچک الکترونیک و تعدادی ال ای دی است که از طریق آن می شود اطلاعات لازم را جلوی چشم فر به نمایش در می آورد.
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:26 | لینک ثابت |
بیاید خودتون را معرفی کنید و از موفقیتهایتان در زندگی بگید
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 21:56 | لینک ثابت |
اولین زن ایرانی در قطب جنوب
اولین زن ایرانی در قطب جنوب
((آرین شیوای ))
امروز داشتم مجله ای می خواندم که چشمم خود به مقاله ای در بار ه ای آرین شیوای اولین زن..............ادامه مطلب را کلیک کنید
جوان ایرانی سر بلند
جوان ایرانی قهرمان
جوان ایرانی شجاع
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 21:32 | لینک ثابت |
هفته نامه امرداد
بچه ها هرکسی به عنوان یک ایرانی وطن پرست وظیف داره که از تاریخ وفرهنگ اطلاع داشته باشد.
ما به شما این هفته نا را توصیه میکنیم.
هفته نامه امرداد![]()
لازم به ذکر است که ما هیچ گون وجهی برای تبلیغ ای هفته نامه دریافت نکردیم فقط نیت ما از معرفی این هفته نام کمک به اهالی هفته نامه و اطلاع شما دوستان عزیز است.در روزهای بعدی در باره این هفته نامه و مطالب آن بیشتر توضیح می دهیم
نوشته شده توسط دانشجویان ایرانی در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 16:56 | لینک ثابت |
